پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

48

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

پسر فاطمه ، در آن جا كشته مىشود . گفتند : يا رسول‌اللَّه ، كه او را مىكشد ؟ فرمود : مردى به نام يزيد كه خداوند در او مباركى قرار مدهاد . گويى كه بر محل عزيمتش مىنگرم و مدفن‌اش را در آن جا مىبينم ، در حالى كه سرش هديه داده شده است . به خدا سوگند ، هر كس به سر فرزندم حسين بنگرد و شادى كند ، خداوند دل و زبانش را دوگانه سازد . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از سفر بازگشت و منبر رفت و در حالى كه حسن و حسين بر زانوى او نشسته بودند ، براى مردم خطبه خواند . چون از خطبه فراغت يافت ، دست راستش را بر سر حسين نهاد و سر را به آسمان بلند كرد و چنين دعا كرد : پروردگارا ، من ، محمّد ، پيامبر توام ؛ و اين دو پاكيزگان ، خاندان و فرزندان و نسل برگزيدهء من‌اند ، كه از خود ميان امّتم به يادگار مىگذارم . پروردگارا جبرئيل به من خبر داده است كه اين فرزندم كشته و [ بدنش ] رها مىشود . خداوندا قتل او را بر من مبارك گردان و او را از شهيدان بزرگ قرار بده ، همانا تو بر هر كار توانايى . پروردگارا در آن كس كه او را مىكشد و وامىگذارد ، مباركى قرار مده . راوى گويد در اين هنگام فرياد گريهء مردم بلند شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : آيا مىگرييد و يارىاش نمىكنيد ؛ پروردگارا تو خود يار و ياورش باش . « 1 » در روايت ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه خطاب به حسين عليه السلام فرمود : « تو را در بهشت مرتبه‌اى است ، كه جز با شهادت به آن نرسى . » « 2 » مفهوم اين روايت‌ها نه به معناى آن است كه امام عليه السلام از انجام قيام تنها در پى قتل خويش بود ، بلكه آن حضرت از دنبال كردن هدفى كه فرجام آن قتل ايشان باشد ، با آغوش باز استقبال كرد . 3 - ايفاى نقش رهبرى : چنان كه پيش از اين گذشت ، امام حسين عليه السلام در دوران امامت برادرش ، حسن عليه السلام ، به تقاضاهاى مكرّر كوفيان مبنى بر قيام بر ضد معاويه پاسخ مثبت نداد ؛ و به دليل وجود پيمان ترك مخاصمه ، موضوع را به مرگ معاويه موكول كرد . پس از مرگ وى ، كوفيان باز هم تقاضايشان را تكرار كردند . اين بار امام حسين عليه السلام - چنان كه

--> ( 1 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 238 - 239 ، انوارالهدى . ( 2 ) . همان ، ص 247 .